ناصر الدين شاه قاجار
138
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
برادر ميرزا عبد الله ناظم ميزان ، او هم اينجا داخل طلاب است گويا اسمش ميرزا على اكبر است ، او را هم حضور آوردند . خلاصه [ 381 ] رفتيم سر قبر آقا محمد خان ، جواهراتى كه ديشب از خزانه حضرت درآمده بود ، مدحت پاشا ، مشير الدوله ، آنجا گذاشته بودند ، ديدم . از طلا سفلدان مانند قنديل است . خيلى بزرگ چيزى ساخته بودند . فيروزههاى بزرگ زيادى داشت . اما چندان خوب نبود . جواهرات ديگر هم داشت . پيشكش على مراد خان زند بود . چهار قبّه مرصع ، بسيار خوب اعلا براى چهار گوشه ضريح از شاه سلطان حسين صفوى ، شمشير جواهر و . . . از نادر پارهاى جواهرات ، عطر سوز بزرگ مرصع خيلى اعلا از نادر شاه ، قنديل مرصّع ، زنجير طلاى بزرگ خيلى اعلا با جواهرات و مرواريدهاى درشت جورغلطان خوب ، پيشكش زينب بيگم دختر شاه طهماسب صفوى ، اين قنديل را حيفم آمد در خزانه بگذارم . دادم بردند ، از بالاى ضريح جاى خوبى آويزان كردند . رفتم ديدم ، بسيار خوب شده است . بعد آمديم سوار كالسكه شده رانديم به منزل . انيس الدوله ، زبيده رفته بودند وادى السلام و زيارت ، الحمد لله ، در بالاى گلدسته طلاى حضرت ، در پنج وقت نماز ، موذنها بانگ اشهد انّ عليا ولى الله « 1 » را به آواز بانگ بلند مىگفتند . خلاصه شب را خوابيديم . امشب باران زيادى آمد دريا صدا مىكرد . chirasi روز نوزدهم [ شهر رمضان ] سهشنبه امروز از خدمت حضرت با كمال ملال و تاسف و زياد از حد ، تكّدر و دلواپس مرخص شده رو به كربلا رفتيم . صبح از خواب برخاسته ، رفتم حمام رخت پوشيديم . زمينها ، چادرها همه تراست . سوار كالسكه شده دم دروازه دريا سوار اسب شده رفتم زيارت ، همه بودند . زيارت با افسوس كرده ، ميرزا حسن شيرازى كه از اجلّه علماست و به استقبال هم نيامده بود . حضور هم نيامده بود ، و نديده بودم . در صحن ، مشير الدوله او را آورد ، ديدم . ملاى وارستهاى است . به نظرم آدم خوبى آمد بسيار هم مىگويند فهيم است . شباهت به شكل شيخ سعدى شاعر مرحوم شيرازى دارد . قدرى صحبت شد . به گوش ما هم دعائى خواند . بعد سوار شده از دروازه وادى السلام رفتم بيرون . جمعيت زيادى بودند در شهر . بازار بيرون شهر در روى كوه يا تپه مشهور به جودى ، كه مىگويند كشتى نوح اينجا قرار گرفته است . صلوات زيادى بطور عجيب
--> ( 1 ) . اصل : اشهد و ان على ولى الله